اعترافات یک درخت

مجله ی هنری - درختی...

اعترافات یک درخت

مجله ی هنری - درختی...

عشقِ تو بدترین قسمتِ بهترین بود

پنجشنبه, ۶ اسفند ۱۳۹۴، ۰۵:۰۰ ب.ظ


ساعت، دو و بیست و پنج دقیقه بامداد را نشان می دهد... روی تخت دراز می کشم و به این فکر میکنم که کمبود بعضی از آدمها در زندگی، مثل کمبود هواست برای کسی که به بیماری تنفسی مبتلا شده است...نفسم تنگ شده، کمی احساس سرما می کنم، پتو را دور خودم می پیچم. بعد از چند دقیقه، خواب سنگینی بر چشمهایم فشار می آورد. مثلِ همیشه بخاری خاموش است. احساس میکنم دیگر نمی توانم به دنیای زندگان برگردم. لعنت به این تخت که تو را در خود ندارد...

موافقین ۲۷ مخالفین ۲ ۹۴/۱۲/۰۶
آوو کادو

اعترافات

نظرات  (۳۲)

بسیار عاشقانه گفتیم و تهش .....
حالا دیگه نفسم بنده به اکسیژن
بی روحه ولی بی شرف نیست !
پاسخ:
هووم...
۰۶ اسفند ۹۴ ، ۱۷:۱۴ ماهی سیاه کوچولو
یکی میگفت تخت ها خیلی نامردن
زندگیمون با اونا شروع میشه
یک سوم عمرمون با اونا سپری میشه
آخرش ما رو به مرگ لو میده...
پاسخ:
خیلی جالب و درست بود این حرف... 
:)
پاسخ:
:-)
گفتی تو نه گوشی که سخن گویمت از عشق
ای نادره گفتار! کجا گوشتر از من...؟!
شهریار
پاسخ:
بسیار زیبا و عالی... متشکرم :-)

لعنت به من چه ساده دل سپردم
لعنت به من اگر واسش میمردم

دست منو گرفت و بعد ولم کرد
لعنت به اون کسی که عاشقم کرد

لعنت به من چه ساده دل سپردم
لعنت به من اگر واسش میمردم

دست منو گرفت و بعد ولم کرد
لعنت به اون کسی که عاشقم کرد

یکی بگه ، یکی بگه که ماه من کی بوده
مسبب گناه من کی بوده

سهم من از نگاه تو همین بود
عشق تو بدترین قسمت بهترین بود

تو دل بارون منو عاشقم کرد
بین زمین و آسمون ولم کرد

یکی بگه چه جوری شد که این شد
سهم تو آسمون و من زمین شد

لعنت به من چه ساده دل سپردم
لعنت به من اگر واسش میمردم

دست منو گرفت و بعد ولم کرد
لعنت به اون کسی که عاشقم کرد...

پاسخ:
مرسی مترسک جان
خیلی این نوشته درسته..وجود بعضی آدما رابطه ی مستقیم با هوا و نفس کشیدن داره...
عنوان از آهنگای مازیار فلاحیه؟
پاسخ:
همینطوره

+بله
واقعاً لعنت به این تخت.
پاسخ:
هوم...
حیف 
پاسخ:
واقعا
.
پاسخ:
...
:(
پاسخ:
:-(
چقدر تلخ
چقدر دهشتناک
پاسخ:
...
خیلی زیبا بود احساستون رو درک میکنم منم چند وقت پیش دچار یه حادثه ی عاطفی  شدم که حتی باعث شد نسبت به ازدواج بدبین شم .
پاسخ:
ان شا الله خوشبینی شما بازگردد...
۰۶ اسفند ۹۴ ، ۲۰:۵۲ دختری درمِه

.....

+ای رفته کم کم از دل وجان ،ناگهان بیا...
پاسخ:
+ناگهان...
تلخی ش اینجاست که بدون هوا زندگی کردن رو یاد می گیریم و ...
پاسخ:
کاش زود و بدون درد یاد بگیریم
۰۶ اسفند ۹۴ ، ۲۱:۴۸ (ک) (شباهنگ)
من الان مدتیه دیگه رو زمین میخوابم..
پاسخ:
کار خوبی میکنید...
من دیگه صوبتی ندارم ... 
:-"
پاسخ:
:-)
نه دیگه!!! رو تخت یه نفره که دو نفر جا نمیشن !!!!!! :/ 
پاسخ:
:-))
تشبیه صحیحی بود...
تنگی نفس...
اذیت میکنه ؛)
:(
پاسخ:
:-(
۰۷ اسفند ۹۴ ، ۰۰:۱۵ وارش بارانی
یهو میبینی چند سالم میگذره ولی تو بدون اکسیژن نفس کشیدی هیچیتم نشده..به نظر من بدترین جای زندگی اونجاست که به اوج پوست کلفتی خودت پی میبری
تصویر بی هم بودنو باهم نبودن هاست..قابی که می خندد به حرف بی تو میمیرم!!
پاسخ:
پوست همه ی ما در حال کلفت شدن است...
۰۷ اسفند ۹۴ ، ۰۰:۲۴ بانو ف تک نقطه
ول کن جهان را
قهوه ات یخ کرد..... 



+یک بار دگر خانه ات آباد بگو سیب... :) 
پاسخ:
انرزی خوبی بود:-)

+:-))
لعنت به این تخت..لعنت به این هوا..لعنت به این زندگی اصن...
پاسخ:
زورمان که به آدم ها نمی رسد...
بنظر من همیشه عادت کردن به این وضعیت همیشه درست نیست، چون ممکنه دوباره یه جایی هوا رو پیدا کنیم و خیلی سخت یادمون بیاد که یه روزی چطور نفس می کشیدیم. اون موقع هم ما زجر می کشیم هم هوا!
پاسخ:
شاید اینطور باشد...
ههههه.خب اون فرد اگه هوا نداره میتونه از دستگاه تنفسی استفاده کنه به جای  اینکه بشینه غصه بخوره
پاسخ:
هووم!
ولی سوال اینجاست این دستگاه تنفس رو از کجا تهییه کنیم ؟پس با این حساب اون ادم میمیره .اخی
پاسخ:
نمیمیره
فقط عذاب میکشه...
پس اگه هنوز زنده س دارم نفس میکشه منتها با هوای دیگه
پاسخ:
با هوای واقعی!
لعنت....

این کمبود ها بدتر
خلاص مان نمیکنند

در من برخاشی شد
بر ابروانم...
پاسخ:
امیدوارم روزِ خوب از راه برسد...
۰۷ اسفند ۹۴ ، ۲۳:۲۱ گمـــــــشده :)
لعنت به این تخت که تو را در خود ندارد....
عالی بود...شاید فراتر از عالی.
پاسخ:
تشکر :-)
زیبا
پاسخ:
:-)
۰۸ اسفند ۹۴ ، ۱۱:۴۶ نیمه سیب سقراطی
جای خالی تو داره همه دنیامو میگیره ...

+ این آهنگ رو کم داشت پستت ؛)
پاسخ:
بی تو قلب جهنم هم مثل خونه واسم سرده / با اون حالی که تو رفتی محاله بازی برگرده

+این انتخاب آهنگ فوق العاده بود :-)
۰۸ اسفند ۹۴ ، ۱۳:۰۳ رفیعه رجعتی
چ تیتری:)
واقن عذاب آوره...
پاسخ:
هووم...
۱۵ اسفند ۹۴ ، ۱۳:۰۵ تنهایی مدرن
 چ قدر...   "این"
خوب بود.......................از آن خوبهای غمناک....
پاسخ:
تشکر...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">