اعترافات یک درخت

مجله ی هنری - درختی...

اعترافات یک درخت

مجله ی هنری - درختی...

<قاب شعر>

نامه چون مار به پای قلمم می پیچد!

چه کنم !؟حرف سرِ زلفِ تو در طومار است!

"طالب آملی"

طبقه بندی درختی

لوگوی اعترافات یک درخت

شبی با گلدانِ وحشت زده!

جمعه, ۱۵ بهمن ۱۳۹۵، ۰۶:۳۰ ب.ظ


پیش آمده که مهمان باشم و چند ساعت از نیمه شب گذشته باشد و خواب از چشمانم فرار کرده باشد و مثل شب گرد در خانه ی عمویم راه بروم و از پنجره، کوچه را تماشا کنم و با گلدان های پشت پنجره ی آشپزخانه پچ پچ کنم و با آنها آشنا شوم؛ بعد دختر عمو جان که آمده سر یخچال آب بنوشد با دیدن من از جایش بپرد و از ترس خشک شود و نفسش بند بیاید... بگذریم که وقتی آرام شد برایم نسکافه آماده کرد و جای گلدان های سخنگو را گرفت...

عکس: آووکادو/  1395.11.12

موافقین ۳۰ مخالفین ۰ ۹۵/۱۱/۱۵
آوو کادو

اعترافات

نظرات  (۳۸)

۱۵ بهمن ۹۵ ، ۱۸:۳۶ سِناتور تِد
چه دختر عموی خوبی : )
پاسخ:
:-)
سلام
حالا خوب خشکشون زده ؛ جیغ نزدن!! :))
مارمولک قرمزه :)))
پاسخ:
سلام

+واقعا! آبروی ما رو حفظ کرد!! :-)))

+دستبافه! :-)
چه عجب. یه خبری از شما رسید بالاخره!
پاسخ:
:-))
ببینا

هرجا میری یه هم صحبت پیدا میکنی

کی مثل اووکادو

رمزشو به منم بگو;)


پاسخ:
واقعا هم صحبت ها منو پیدا میکنن!

+تازه به نظر خودم کم منو پیدا میکنن!!!
(-: در اون شرایط جیغ نزدن خیلی سخته ...
((-:
پاسخ:
هوم :-)
مُهره مار داری دیگه لابد
کمه؟؟ تقویتش کن، دیگه کلا انگار کد gta زدی، تو خیابون راه بری همه دنبالت را میفتن😅

پاسخ:
دیگه زیر بغلم جا نداره ها!

+من مهره ی هزارپا هم ندارم که برسه به مهره ی مااار! :-)
۱۵ بهمن ۹۵ ، ۱۹:۲۸ مهربآنو ...
چقد بچه داره کاکتوسه :))
یاد نوه های نگار جواهریان تو کلاه قرمزی افتادم :))
خوب باشید 
پاسخ:
چه مثالی زدی :-) کلاه قرمزی :-))

+متشکرم
۱۵ بهمن ۹۵ ، ۱۹:۲۹ منِ ناشناس
سلام
چه دخترعموی خوبی 
تاه مارمولکِ هم خیلی خوش رنگِ
:)
پاسخ:
سلام
دیر کشف ش کردم! :-)

+:-))
چ خوب:)
پاسخ:
:-))
۱۵ بهمن ۹۵ ، ۱۹:۳۶ محمد روشنیان
بسیار خوبه که با گل ها و گیاها حرف میزنید!
پاسخ:
هوم :-)
احیانا بقیه ی اهل خونه رو بیدار نکردین؟! :))
پاسخ:
نه خوشبختانه!
۱۵ بهمن ۹۵ ، ۲۰:۲۳ پرستو ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
چه خوب 
غنیمته همچین فامیلی 
پاسخ:
واقعا
روایت داریم که همچین دخترعمویی گلیست از گل های بهشت :))

:: ولی اون مارمولکه :| اولش فکر کردم واقعیه. به روم نیارین ولی ترسیدم :/ :))

چه کاکتوسای خوب و خوشگلی ^_^
پاسخ:
بله..:-)

+واقعا؟! ;-)

+:-)
۱۵ بهمن ۹۵ ، ۲۰:۴۶ منتظر اتفاقات خوب
تابستونا که گلارو آب میدادم باهاشون حرف میزدم:))
خوش صحبت هستید که هم صحبت ها پیداتون میکنن.
پاسخ:
خیلی هم خوب:-)
خیلی هم خوش صحبت نیستم...
هوا سرده. کاکتوس ها یخ میزنن. نمیزنن؟
پاسخ:
نمیزنن چون داخل خونه هستن! جلوی پنجره..:-)
به به سلام :)

منم با چیزای دورو برم گاهی پچ پچ میکنم :)))



+راستی باقدرت اون مقاومت مصالحو پاس کردم :)))
پاسخ:
سلام:-)

+پچ پچ بد نیست!

+تبریک میگم :-)
آره واقعا! آخه عنوان پست رو خوندم بعد چشمم افتاد به مارمولکه فکر کردم واقعیه :|
پاسخ:
حق داشتی :-))
۱۶ بهمن ۹۵ ، ۰۰:۴۳ رفیعه رجعتی
فکر میکردم فقط منم که با اشیای بی جان و جاندار دوروبرم حرف میزنم و واسشون مینویسم حتی :))) 

یه پخی چیزی میکردی بیشتر بترسه خب! حال میداد :| :دی 
پاسخ:
نه، تنها نیستیم، تعدادمون زیاده!

+سکته میکرد میموند رو دستم!
نسکافه آماده کرد که اگه یه وقت هم قرار بود خوایت بگیره، دیگه نگیره؟! ^__*
پاسخ:
آره احتمالا! :-)
۱۶ بهمن ۹۵ ، ۱۰:۳۰ دچــ ــــار
سلام  بر کاکتوسها در نیمه شب:)
پاسخ:
:-))
۱۶ بهمن ۹۵ ، ۱۱:۰۲ بلاگر آرام
من گمونم بخشی از وجودم که با گیاهان خیلی رفیق بود غیر فعال شده اصا:(
مال شما فعال بمونه ایشالا
پاسخ:
سعی کنید دوباره فعالش کنید :-)
دیدید؟ همیشه حق با مشتریست :-))

:: ولی حیرانم از این حرکتشون! آخه مارمولکِ ترسناک و چندشناک چرا باید رو کاکتوس به این نازنینی باشه؟ >_<
پاسخ:
:-))

+مثلا خواستن خوشگل تر بشه !!
۱۹ بهمن ۹۵ ، ۱۴:۵۸ قاسم صفایی نژاد
چه خوب بود این پست :)
پاسخ:
:-)
:))

خوشگل؟ بهشون ابلاغ کنین از نظر حریر این حرکتشون قابلیت سکته دادن مهمان های ترسان و لرزان از مارمولک رو داره T_T

تازه چون رنگش قرمزه آدم فکر می کنه یه جور مارمولک نایابِ زهرآگینه :)))
پاسخ:
زهرآگین! :-))))
۱۹ بهمن ۹۵ ، ۲۲:۱۲ 𝓂𝑜𝒽𝓈𝑒𝓃 𝒻𝒶𝓇𝒶𝒿 シ
من بودم میگفتم چی شده جن دیدید؟! xD
کاکتوس های خوشگلین :)
ولی چرا چای آماده نکردند؟! :/
پاسخ:
:-))
نسکافه که بهتره!
۲۰ بهمن ۹۵ ، ۲۰:۵۸ نیمه سیب سقراطی
پس میشه حدس زد خیلی خوشخواب نیستید که با تغییر مکان‌بیخواب میشید ؛) [آیکون همدردی]
والا بعضیا رو ول کنی کف آسفالت هم میگیرن راحت میخوابن!
پاسخ:
نه واقعا خوشخواب نیستم[منم همدردی!] 

+این نوع افراد بسیارند...
در پسِ نوشته هاتون آرامش خاصی هست...
نمیدونم چطوری!
نمیدونم از کجا!
ولی هست (:
پاسخ:
متشکرم از لطف شما :-)
۲۶ بهمن ۹۵ ، ۰۴:۴۱ محمد مرثیه گو
خیلی خیلی جذاب و قوی می نویسید. امیدوارم همیشه موفق و شاد باشید
پاسخ:
متشکرم
۲۶ بهمن ۹۵ ، ۲۰:۳۶ S҉A҉H҉A҉R҉ ....
واااااااااای کاکتوسارووووو:)
پاسخ:
:-)
آره بخدا! از اون زهرآگینایی که مثلا از آمازون رسیدن به اینجا :| :)))
پاسخ:
:-))
برای خیلیهاشون لمس کردنشون هم مثل حرف زدن باهاشون آرامش بخشه
پاسخ:
هوم
۰۲ اسفند ۹۵ ، ۱۶:۵۷ لوتوس رول فرمینگ
زیبا

A star has 5 ends

A square 4

A triangle has 3

A line 2 ends

A life has 1 end, but

Engineer brain is like circle which has no end

Happy “Engineer” day
پاسخ:
متشکرم
نیستینا...
پاسخ:
هوم... نیستم...
از این کاکتوس ها ما هم داریم ^_^
پاسخ:
:-))
سلام آووکادو!
خوبین؟
نیستین چرا...خب...آدم نگران میشه :(
پاسخ:
سلام
شکر
نکران نشید! فقط تحت فشارم...
تحت فشار؟
عه وا :| این جواب شما که آدمو نگران تر می کنه :/
امیدوارم فشار کار و اینا باشه...

:)
پاسخ:
هوووم...
کاکتوساش چه جالبن....:)))

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">