اعترافات یک درخت

مجله ی هنری - درختی...

اعترافات یک درخت

مجله ی هنری - درختی...

<قاب شعر>

در آرزویِ دهانِ تو بس‌که دلتنگم ،

نفس به سینه‌ی من ره بَرَد به‌ دشواری

"بیدل دهلوی "

طبقه بندی درختی

لوگوی اعترافات یک درخت

کاش میشد چال رو هم با سیمان پر کنم

دوشنبه, ۱۷ دی ۱۳۹۷، ۰۵:۳۵ ب.ظ

خیلی از شما منو با موهام میشناسید. موهای خرمایی! آووکادو منو با موهام یا با چال زیر گونه هام به شما معرفی کرده. اما من امروز رفتم  آرایشگاه، این مدل رو گذاشتم جلوی خانم آرایشگر و کوتاهشون کردم. بعد همونجا تو ارایشگاه عکس گرفتم و برای آووکادو فرستادم. اولین واکنشی که نشون این بود که دیگه نمیشه بافتشون. اونم با افسوس زیاد! حالا انگار بافتن اینا از هرچیزی که تو ذهن من میچرخه مهم تره. الانم باهام قهر کرده و جوابمو نمیده چون بی خبر این کارو کردم. چون باهاش هماهنگ نکردم. چون رو موهای بلند حساسه... من این وبلاگ رو از همه ی شما بیشتر خوندم. آووکادو منو با ظاهری زیبا و باطنی پلید معرفی کرده. حتما تو ذهنشم همین میگذره. کاش کچل بودم اما باطنم زیبا بود. کاش آووکادو به خاطر موهام باهام قهر نمیکرد...

موافقین ۱۸ مخالفین ۳ ۹۷/۱۰/۱۷
یلدا

نظرات  (۳۵)

۱۷ دی ۹۷ ، ۱۷:۵۳ داش فرزاد
خب که چی
پاسخ:
هیچی
۱۷ دی ۹۷ ، ۱۷:۵۸ داش فرزاد
دم به دم اووکادو مارو اذیت میکنین بعد میگین من خوبم شمام خوب ببینین چنتا پست قبل چند درصد گفتن آره دقیقا تصور ما از شما یه موجود پلیده همونطور که گفتین؟! هی هر پست باید یه چیزو تکرار کنین با اینکه جوابارو تو پستای قبل گرفتین؟
پاسخ:
آووکادو شما؟! 
شما میتونی اینجا رو نخونی اگه از تکرار مطالب خسته میشی
۱۷ دی ۹۷ ، ۱۸:۰۱ گندم بانو
یلدا ببخشید این جمله رو مجبورم بهت بگم!! (اصلا من چرا با تو رودرواسی میکنم؟!!!) برو گمشو بابا!! باطن پلید چیه؟! :)))) من هر بار به همسرم میگم برم موهامو کوتاه کنم میگه اگه دلت کتک میخواد برو کوتاه کن :)))) مردا کلا عشق موی بلندن! پس این مغزتو خالی کن از این فکرا ^__^
من حقیقتا بیشترین چیزی که از توصیفات آووکادو یادمه اون دامن آبیه س!!! واسش بپوش، آشتی میشه باهات ^__^

پاسخ:
:)
اتفاقا لباس آبی هم میخواستم بنویسم! اما میخوام خودم ارزشمند باشم نه موهام یا لباسم یا ...
اگه به خاطر دل خودت رفتی کوتاه کردی که خیلیم خوبه اما اونچه که من از تیتر و متن پست خوندم اینه که شما فکر می کنی آووکادو درباره ی شما اینطور فکر می کنه و تصورات خودتونه.کسی که میاد ازدواج میکنه با یه نفر شاید یه کم به ظاهر طرف فکر کنه ولی همش ظاهر نیست.مگه شما خودتون به خاطر ظاهر آووکادو ازدواج کردین ؟
این مسئله به من و بقیه هیچ ربطی نداره اما اگه خواهرم یا دوستم این حرفارو بم می گفت همینارو در جوابش می گفتم.
حتی اگه آووکادو ام بگه به خاطر ظاهرته من مطمئنم  که اینطور نیست .تو رو خدا حالا یه نفرم که اومده راست و حسینی کل وبلاگ شخصیشو گذاشته جلوت اینطوری درباره اش فکر نکن.حتی اگر اگر اگر خودت یا اووکادو فکر می کنی باطنت پلیده بیا و یه جوری رفتار کن که ثابت شه پلید نیست نه این که چون اون موها و چال گونه اتو دوست داره بیای نابودش کنی .
 بیا و خودتو و آووکادو رو دوست داشته باش.من منتظر خاطرات قشنگتون هستم.
پاسخ:
فکر میکنم به این کامنت...
اذیتش نکن این درخت بیچاره رو
بوخدا از نظر ما تو اصلا هم بد نیستی خیلی هم خوش سیرتی 

سخنی با آووکادو داداش بزن این وبلاگ و حذف کن اگه یلدامون ناراحت میشه با خوندنش😭😭😭

مهم اینه بهم رسیدید الان قدر هم و باید بیشتر بدونید اون مدل موهم خیلی قشنگِ
حالا باید منتظر بشه تا موهات بلند بشه اینم یه نوع چشم انتظاریِ
پاسخ:
اذیتش نمیکنم
بیشتر خودمو اذیت میکنم

چشم انتظاری
۱۷ دی ۹۷ ، ۱۸:۵۶ داش فرزاد
برا من هیچ چیز تکراری نیست. حرفم اینه که با اینکه اینهمه میگن بابا اینطور که فکر میکنی نیست، انگار نه انگار دوباره حرف خودتو میزنی
پاسخ:
حرفی ندارم
۱۷ دی ۹۷ ، ۱۸:۵۷ گمـــــــشده :)

 این طرز تفکر و این کارها از دوری تون از هم نشات می گیره وگرنه اگه باطن پلیدی داشتی الان زنش نبودین

واقعا نمی تونم دلداریت بدم..چون می دونم شرایط سختی دارین

فقط میگذره

همین

پاسخ:
آره
میگذره
۱۷ دی ۹۷ ، ۱۸:۵۸ گمـــــــشده :)

تازه اون مدل مو خیلی هم خوشگله

شیرین می شی

پاسخ:
شیرین... خودمو تو آینه نگاه نمیکنم
اصن مردا چون نمیتونن موهای خودشونو بلند کنن همش گیر میدن به موی ما دخترا ک بلند باشه شاید آووکادو دلبری این موهای کوتاهتو دید نظرش عوض شد
پاسخ:
دید. براش عکس فرستادم اما یه کلمه تعریف نکرد
همش غر زد!
۱۷ دی ۹۷ ، ۲۰:۴۷ پلڪــــ شیشـہ اے
خب چون خودتون و دوست دارن باهاتون قهر کردن ;))
دلیل اصلی دوست داشتن مو و ... یه چیز دیگه است :))) اصل کاری خودتی عزیزم. 
به نظرم هیچ کسی این جا باطن یلدا رو پلید نمیبینه و ندیده :)
عشق مهربان آقای آووکادو.
به قول یارو این قهرا نمک (به کسره نون) کاره 
پاسخ:
دوست دارم این حرفا رو باور کنم
۱۷ دی ۹۷ ، ۲۰:۵۴ شیمیست خط خطی
اگر تو ذهنش این میگذشت این همه سال عاشقت نمیموند، الانم باهم ازدواج نکرده بودید!
به نظرم آووکادو مدام توصیفت میکرد که جزییات یادش نره، که همیشه جلو چشمش شفاف باشی. لطفا همون دحتر سرزنده ای که کنار زیبایی هات توصیف کرده بود باش :*
کلید اینجا رو هم هر از گاهی بده آقای دامادم بنویسه ؛)
پاسخ:
سرزنده... کلمه ش آشناس...
آقای داماد فعلا مشغوله. منم اینجا یه جورایی خودمو خالی میکنم
۱۷ دی ۹۷ ، ۲۱:۰۲ خانومی ...
نه والا . همونجوری که ظاهر خوشگلت رو میشناسیم باطن خوشگلت رو هم بهمون معرفی کرده =)))
من تازه فهمیدم که مرد ها روی یه چیزایی حساسن که نگوووووو و نپررررس :/
پاسخ:
حسااااسن...
فک کن آووکادو غر بزنه ... حتما کلی دیدنیه :))))))
در گوشی یلدا ... فقط تویی که میتونی این کار رو بکنی... طوری نیست تا میتونی تلاش کن حرصش بدی. :))))))) ارتباطت رو باهاش قطع نکن، تو قهر نکن به جاش حرصش بده. :))))))

+ آووکادو خودت کلید اینجا بهش دادی... نفهمیدی ولی کنترل تلویزیون هم حالا دستشه. :))))

پاسخ:
اکثر اوقات خیلی خوبه، فقط وقتی روی دور بد اخلاقی میوفته دیگه واویلا!

روی مبل لم دادم سریال میبینم، آووکادو هم داره تو آشپزخونه ظرف میشوره! :) تقصیر خودشه. میخواست کلید نده!
یِ یِ یِ یِ ... همینه. بگو بعد از ظرف‌ها دستمال کشی هم بکنه. کار باید درست انجام بشه. :)))
فکر میکردم خواهر شوهر پلیدی می‌شم، به خودم امیدوار شدم. :))) من در شرف خواهر شدنم. برادرم هم مثل شما ساکن تهرانه. ارشدش رو که اونجا قبول شد بعد دیگه کار و خونه و حالا هم انشالله تا چند ماه دیگه ازدواجش. چقدر من از دست تهران حرص خوردم که داداشم رو قورت داد و یک لیوان اب هم روش. یه دونه داداش بود باید کنار خودمون می‌بود. ولی هر چی که بشه انتخاب اسم بچه اولش با منه . با عمه خانم. همه باید بهم بگن عمه خانم ... خاااانم. :-)))))
نه انگار هنوز پلیدم. :))))
پاسخ:
کاش همه پلید ها مثل شما بودن :)
مبارک باشه. ایشالا خوشبخت بشن :)
۱۷ دی ۹۷ ، ۲۲:۰۹ منتظر اتفاقات خوب (حورا)
مو بلند میشه دیگه:-))) ان‌شاالله عمر خوشی‌های مشترکتون بلند و بی پایان باشه و هیچ قیچی نباشه کو کوتاهش کنه:-)
پاسخ:
مرسی عزیزم :)
واقعا رد دادی. بیچاره به آووکادو که مجبوره توی دیوانه رو تحمل کنه. واقعا چه فکر میکنی که این همه اذیت میکنی؟ چی داری؟ فکر میکنی خوشگلی؟ مطمئنم خوشگل هم نیستی فقط توهم داری که خوشگلی. آووکادو الکی بزرگت کرده. یه روز هم پشیمون میشه. جمع کن اه و ناله رو
پاسخ:
این مسائل به شما ربطی نداره
نمیدونم چه اجباریه، میتونید اینجا رو نخونید
۱۷ دی ۹۷ ، ۲۳:۱۷ بهارنارنج :)
اینا دست خودت نیست،ما دخترا هممون این رگ خل بودنو داریم که فکر میکنیم طرفمون دوستمون نداره یا ازمون راضی نیست:|و اینجوری دهن طرف رو هم سرویس میکنیم😂
پاسخ:
بیماری دخترانه
۱۷ دی ۹۷ ، ۲۳:۱۸ بهارنارنج :)
پیدا کردی ناشناس رو؟فقط به کسی نگو راهشو بعدم میتونی شکایت کنی ازش
پاسخ:
OK
۱۸ دی ۹۷ ، ۰۰:۰۶ نیمه سیب سقراطی
لابد آووکادو هم درگیر امتحاناس و فشار درس و اینجور چیزا ، طبیعیه خب یه کم آدم حساس میشه، من ک الان موقع امتحانا بهم بگن بالا چشمت ابرو میزنم همه رو ناکار میکنم :)) الان وسط امتحانا ی کم بیشتر نیاز داریم نازمونو بکشن خب ؛) 
دگ اینکه من از اونام ک موی کوتاه بیشتر دوست دارم، خیلی هم الان وسوسه شدم بعد امتحانام برم همین مدل عکس کوتاهشون کنم، خیلی دوس داشتنی بود *_*
پاسخ:
امتحانات هم بی تاثیر نیست
اگه خودت دوست داری و کسی هم نیست که ناراحت بشه، حتما انجامش بده :)
 اگه تو رو به خاطر زیبایی ت میخواست ک حتما از تو زیباتر هم هستن...
وجود خودته که باعث میشه انقدر براش پررنگ باشی:)
حتما انقدر خوب بودی که باجنگیدن به دستت آورده:)
لطفا با خودت نجنگ.. این روزهای خاکستری هم به زودی تموم میشه :)
مراقب خودت باش مو خرمایی؛)
پاسخ:
:))
۱۸ دی ۹۷ ، ۰۲:۱۶ زنبورِ ملکه
یکی از فانتزیام اینه که با کسی لج کنم و موهامو حسابی کوتاه کنم
واقعا میگم!
پاسخ:
اولش شاید آدمو خنک کنه ولی بعدش خیلی تلخ و پشیمون کننده س!
داری مظلوم نمایی میکنیا😂
پاسخ:
نمیدونم
دوری یلداجان، این فکرها اثرات دوریه. تحویلشون نگیر. به قول اون جوک معروف وقتی خواستن بهت دست بدن تو باهاشون دست نده، بعد همه این فکرها میرن پی کارشون *_^
پاسخ:
سعی میکنم 
چرا یه وبلاگ جدید نمیزنین؟
آخه خودم یه جوریمه شوهرم بیاد تو وبلاگم بنویسه.
پاسخ:
چون مطمئن نیستم بخوام دائمی اینجا بنویسم
۱۸ دی ۹۷ ، ۱۹:۱۱ رضا محبی

چیزهای خوب به سراغ کسانی می روند که باور دارند، چیزهای بهتر به سراغ کسانی می روند که صبر می کنند،

و بهترین چیزها به سراغ کسانی می روند که تلاش می کنند و هیچ گاه تسلیم نمی شوند!
الماس حاصل فشارهای سخت است،

اگر در خودتان لیاقت الماس شدن می بینید،

از فشارهای سخت نترسید.

پاسخ:
بله بله... سخنان انگیزشی :)
۱۸ دی ۹۷ ، ۲۱:۳۹ آشنای غریب
تو که کوتاه و طلایی بکنی مو ها را
منِ شاعر ، به چه تشبیه کنم یلدا را؟

چه آرایه ی ادبی شد «یلدا»

از طرف من به آووکادو سلام برسونید بگید گاه 
اهی هم خودش بنویسه. دلمون براش تنگ میشه

برخی از کامنت ها رو خوندم 
اول ناشناسی بود ... گه بماند و آخری که گفته یه وبلاگ بزنین . پیشنهاد خوبی بود
پاسخ:
مرسی، بیت خوبی بود :)

چشم!
۱۹ دی ۹۷ ، ۰۹:۳۴ بانو ف تک نقطه
ای جونم :)) نه بابا ناراحت نشو عزیزدلم ، ببین مثلا من یه زمانی تو وبلاگم اسم سعیدو مینوشتم سه سین جان چون اسمش سید سعیده و فامیلیشم با سین شروع میشه .. همه هم سعیدو با سه سین جان میشناختن .. اینا نماده .. اتفاقا تو نمادهای خیلی دلبری هم داری .. قطعا اووکادو برای اینکه تو رو به ما بشناسونه باید یه تصویر سازی ای برامون میکرد که چی قشنگ تر از موهای نازت زیبا جان؟
و دلیل ناراحتیشم شاید این بوده که اون موها کلی حال خوب رو یادش میاورده یا خاطراتی که دوسشون داشته رو زنده میکرد .. شایدم بخشی از آرزوهاش بوده که موهای یلدایی که خیلی میخواستتش رو ببافه ولی یه مدت یلدا رو نداشته و حالا که داره خواسته با همه ی خاطره هلش داشته باشتش :* حرف بزنین باهم تا متوجه شین که هیچی جز خودتون برای هم دیگه مهم نیست و اینا قهرای واقعی نیست ، ناز کردنه ، لوس کردنه :) اما اینا هیچ کدوم دلیل نمیشه تو کارت اشتباه بوده باشه عزیز من❤️
بعدم اگه باطنت قشنگ نبود که اووکادو این همه دلش نمیخواستت که .. اگه بنا به مو باشه که خب یه پوستیژ میخرید هی میبافتش :)) شما خودت خواستنی ای^_^
پاسخ:
مرسی که اینقدر دلنشین کامنت میذاری :))))
منم موهام خیلی بلند بود اما دیگه ازشون خسته شده بودم و کوتاه کردم اوایل هر کس یک چیزی می گفت اما یادگرفتن برای خودم زندگی کنم نظر بقیه اینقدرها هم مهم نیست. من به عنوان نویسنده تو سایت زبان رمزی که یک سایت آموزش زبان انگلیسی است فعالیت می کنم اگر علاقه مند به یادگیری زبان انگلیسی بودین یک سر بزنید. تو وبلاگ ها میرم مطالب رو میخونم نظرات رو میخونم و ایده می گیریم برای کارم خوشحالم که با وبلاگ شما آشنا شدم. ان شاءالله بیشتر میام و چیزای قشنگتری می خونم. موفق باشی عزیزم
پاسخ:
که اینطور!
۱۹ دی ۹۷ ، ۲۳:۴۸ آفتابگردون ...
باز از اون حرفای ناجور زدی؟ باطن تو رو بذار ما که خواننده و دوست مجازی آوو بودیم بگیم! از طرف ما حرف نزن بی تربیت:) تصویری که از باطنت برامون کشید نه یه فرشته نه یه آدم پلید که یه انسان بود با نقاط قوت و ضعف خودش عین همه ی آدمای دیگه :) 
این همه دختر مو بلند خرمایی تو شهر هست این همه چال لپ...چرا درگیر تو شده آووی ما؟! جوابش چیزی فراتر از ظاهره. چون دوستت داره همه چیت براش زیبا و خواستنیه عزیزم. منم خوب میدونم که دلتنگی ادمو کلافه و بهونه گیر میکنه. غصه ی همه ی عالمو میریزه تو دلت. من خودم بعضی وقتا تو شزایط مشابه تو دلم میخواد با همه دعوا کنم همه رو بزنم.. آخرشم میشینم به گریه کردن و دقیقا همه رو سر اونی که از همه بیشتر دوسش دارم خالی میکنم! فقط کافیه بدونی همه ی اینا برای شزایط شما طبیعیه و مهمتر از اون اینکه این روزا میگذره :) با هم زیاد حرف بزنید... حرف زدن مشکلات رو خیلی کمتر میکنه.
پاسخ:
شاید شما درست بگی اما این تیکه رو راست میگی که حرف زدن خیلی خوبه...
۲۱ دی ۹۷ ، ۱۲:۱۹ فاطمه سلطانی
عهههههه من یه سال نبودم. واقعا یلدایی؟ الان تسخیر کردی  این وبلاگ رو؟ چه خبره؟ واااااااااای مگه امکان داره؟
پاسخ:
آره واقعا!
هی تو فکرم بود که بیام فلان‌چیز رو بگم، هی کامنت‌ها رو خوندم دیدم بچه‌ها گفتن همه‌چی رو.. به حرف‌هاشون گوش بده :)) 
.
من اینقده دلم میخواد یکبارم که شده موهامو کوتاه کنم :( ولی خا خانواده‌گرام اجازه نمیدن و مطمئنم اگه یکدفعه مثل تو برم یهویی کوتاه کنم، قهر که خوبه، دیگه خونه راهم نمیدن :| یکی نیست بگه بابای من دارم سختیشو تحمل میکنم نه شما که :/ 
کلا مردها و باباها اصولا موی بلند دوست دارن و همشون همینن '_' بعد چیز دیگه‌ای که هست اینه که، آدم‌ها نسبت به تغییرات عموما گارد دارن دوست دارن همه‌چی همونطور که بوده، باقی بمونه! 
.
یکی از فانتزی‌هام اینه که میتونستم بیام دم خونتون پشت هم زگ درتونو بزنم و بلند صدات کنم و بگم پاشو ببینم عروس خانوم، اومدم بریم کل دیوارای شهر رو با صدای خنده‌‌هات نقاشی کنیم ^_^ [لبخند چپلوک]
پاسخ:
واقعا سختیش مال ماست، جلوه ی بصری ش مال اطرافیان!! 

چه رویای فانتزی خوبی بود :)
۲۱ دی ۹۷ ، ۲۲:۰۳ بیست و دو
سلام. بی مقدمه میرم سر اصل مطلب حرفام. من وبلاگ اووکادو رو دنبال نمیکنم اما میشناسم وبلاگشو. همون طور که هزاران وبلاگ دیگه رم ممکنه دنبال نکنم اما میشناسم یا گاهی پستاشونو میخونم. یادمه تنها پستایی هم که اتفاقی توی این وبلاگ خوندم یکی دوتا بیشتر نبوده که از قضا یکیش درباره ی شما و نظرات بقیه و تردید آووکادو بود برای این وصال. اینارو میگم که بگم حتی منی که فقط یکی دوتا دونه پست از این وبلاگ خوندم و فقط همون یدونه پست توی ذهنمه و برخلاف بقیه نه چیز بیشتری اینجا خوندم نه زیر و بم نوشته های این وبلاگو میدونم اما همون یدونه پستم که شاید اصلی ترین پست این وبلاگه ذهنیت بدی رو نسبت به تو در ذهن بقیه ایجاد نکرده. فارغ از همه ی اینها چرا فکر نمیکنی کسی که با تو ازدواج کرده و تورو انتخاب کرده و شاید حتی حرف ها و رفتارهای اطرافیانم تحمل کرده ولی همه رو به جون خریده قطعا تو تنها دختر روی زمین بودی براش که دوستش داشته. دوست دارم یه چیزایی رو دوستانه بهت بگم. اول از همه چرا انقدر خودتو با این حرفا و واژه ها کوچیک میکنی؟ اینکه دائم تکرار کنی توو ذهن بقیه پلید معرفی شدی چه بسا کم کم واقعا خودت به آووکادو بقبولونی و به زور توو مغزش کنی که  تو پلیدی!! ...آدما مارو همون طور میشناسن که خودمون معرفی میکنیم. مردها زودباورتر و ساده تر از خانوما هستن. پای حرف هزاران روانشناسم اگر بشینی همشون فقط یه چیزیو میگن اونم اینکه از خودتون ایراد نگیرید چون باورشون میشه! مثلا کافیه تو دوبار هی بگی چقدر شکمم بزرک شده، شک نکن فرداش در نگاه اون تبدیل به یه آدم چاق و گنده شدی و چه بسا قبل از گفتنه تو اون اصلا تورو چاق نمیدید! حالا هی چپ و راست خودتو کوچیک کن و از این حرفای منفی درباره ی خودت بزن واقعا فکر میکنی چه نتیجه ای بده؟ گاهی در قبال بعضی حرف ها بعضی رفتارها باید گوشات در و دروازه باشن حتی گاهی در قبال بعضی از پستایی که اینجا دربارت نوشته. اگر در و دروازه نباشی نمیتونی زندگی کنی. اگر یکسری پست ها اینجا آزارت میده اولا بخواه پاک کنه و هی نشین هرروز بخونشون و خودآزاری کن. دوما به این فکر کن انتخاب اون تو بودی از بین تمام دخترای عالم. پس واقعا بی انصافی در حق همسرته اگر بگی تورو با این چهره نشون داده. بعدم به فرض نشون داده باشه فکر میکنی ماها کی هستیم؟ ماها یه مشت مجازی ایم که هیچ نقشی توو زندگی شما دوتا نداریم فقط وقتای بیکاری میابم پستای همو میخونیم میریم سراغ زندگیمون. پس انقدر چهارتا مجازی برات مهم نباشن که چی فکر میکنن و نمیکنن. گذشته رو رها کن. مهم الانه که تو همسرش هستی و پسرا تن به ازدواج با دختری نمیدن مگر اینکه بدونن از همه لحاظ واقعا میخوانش. 
دوم اینکه یسری چیزا تف سربالاست یلدا. حتی اگر زد توی گوشت از منی که ده یازده ساله بلاگرم به تو نصیحت که نیا و ننویس! نرو بگو به کسی. دشمن شاد نکن خودتو!...چون مطمئن باش هستن همیشه کسانی که حتی با خوندن چهارتا پست هم ممکنه حسادت کنن یا خوشحال بشن از خوندن این چیزا. 
و یه حرفم دوست دارم به آووکادو بزنم. ادم هرچقدر بزرگ تر میشه بیشتر به این نتیجه میرسه که کاش برمیگشتم عقب و لحظات خوب زندگیمو الکی زهرمار خودم و عزیزانم نمیکردم. هیچ روزی دیگه برنمیگرده. هیچ لحظه ای دیگع برنمیگرده. وقتی تعهد دادی به تاهل یعنی که مرد  شدی یعنی که بزرگ شدی. قهر برای کوتاهی مو مثل قهر سر عروسک توو دوسالگیه. پنج سال بعد وقتی یادت بیفته سر مو قهر کردی جواب ندادی دوست داری از شدت خجالت و رفتار بچگانه ی اون سنت آب بشی بری توو زمین. حتی بعد آشتی عذاب وجدانش باهات میمونه که چرا همچین رفتاری که شایسته ی یه آدم بالغ نیست باید ازم سر بزنه؟
یه حرفم با خودت دارم. من خودم یه اصل رو هرروز به خودم میگم تا یادم نره. اونم اینکه هرجوری دوست داری همسرت با خودت رفتار کنه تو هم همون طور رفتار کن. دوست داری فردا ماشینشو بفروشه بی اینکه بهت بگه؟ دوست داری فردا موبایلشو بفروشه؟ فردا کچل کنه؟ فردا بره سفر و بهت نگه؟ اگه برات مهم نیست پس تو هم کاراتو نگو ولی اگر برات مهمه نگو یدونه مو که متعلق به خودمه رو چرا باید بهش بگم...مو رو اگر زدی تا غمِ نشسته بر دلت از خوندن پستاش رو بهش بفهمونی این راهش نبوده. نوشتنم راهش نبوده. پاک کردن پستا راهش بود. فراموش کردن پست ها راهش بود. بخشیدن راهش بود. به حال فکر کردن راهش بود...
پاسخ:
سلام
این کامنت رو چند بار خوندم. جوابی نمیدم. فقط باید زیاد بهش فکر کنم. زیاد...
۲۱ دی ۹۷ ، ۲۳:۲۸ بانو ف تک نقطه
قربونت قشنگ جان :))


مخلص بیست و دوی عاقلمونم برم :))
پاسخ:
:)))
یلدای زیباومهربون یلدای خوش قلب.ما هیچوقت قکربدی دربارت نکردیم همیشه یه دختر خئش قلب ومهربون وازهمه مهم ترانسان بود وهست توی ذهنامون خودتو اذیت داری میکنی ببین خوش بگذرون اووکادو عاشقته نه بخاطر موهات نه بخاطر چال لپت بخاطر خوووودت خوده خودت چون توخیابون پره ازون دخترافقط اگه موهاتو زیاددوس داشتو ناراحت شد که دلیل نداره عزیزدل.نامزدمنم همینه باسختی رسیدیم بهم باگریه باعذاب ولی بعضی وقتا میگه موهات خیلی خوبه کوتاه کنی نه من نه تو باهات دیگه حرف نمیزنم این ینی منو بخاطرموهام میخواد؟نه والااااااااااا خب حساسه معمولا همه مرداهمینن خودتو اذیت نککککن دخترمهربون وحساس.حواست باشه خیلیااا حسرت به دلن جای توباشن خیلیاااااا زنگ بزن به اووکادو اصن بشینین حرف بزنین چت کنین رودرروام نه که راحت باشین فقط حرف بزن یلدا نریزتوخودت حرررف بزن
پاسخ:
حرف میزنیم...
این روزها بیشتر حرف میزنیم :))
۲۴ دی ۹۷ ، ۱۴:۰۹ مریــــ ـــــم
سلام یلدا!
اینجا یکی از وبلاگ های مورد علاقه منه!
همیشه میخونمش!خواننده ی ساکتی هستم!
اما نتونستم اینجا سکوت کنم!
بیا بغلم یلدا!
نمیدونم چرا باخوندن این پست ناراحت شدم!قطعا کامنت اول و کامنت ناشناس بی تاثیر نبود!و حتی جمله آخر خودت!
شمادوتا خیلی خوبین!
همه ی ما(حالا نه همه،حداقل من) دلمون میخواد همچین عشقی رو تجربه کنیم!عشق آواکادو به تو رو!
همیناست که باعث میشه زندگی بهتون بیشتر خوش بگذره.
 مدل قشنگی بود!لذتشو ببر خواهرم 

پاسخ:
سلام
 مرسی :))

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">