اعترافات یک درخت

مجله ی هنری - درختی...

اعترافات یک درخت

مجله ی هنری - درختی...

زین گونه بسی آمد و زین گونه بسی رفت

جمعه, ۹ بهمن ۱۳۹۴، ۱۱:۳۵ ق.ظ

عکسِ بالا تنها یک جفت اسنک ساده نیست. این اسنک ها کپسول دوران اند؛ یک دفترچه ی خاطراتِ دانشجویی. هر بار که به آنها نگاه می کنم می توانم ساعت ها، انبوهی از خاطرات خوبِ دانشجو بودنم را مرور کُنم. دورانی که بعد از ساعت ها پیاده روی، انرژی از دست رفته را از این اسنک های داغ و تازه پس می گرفتیم. اکنون این خاطراتِ خوب مأمور قتلم شده اند. خاطرات بد از یاد می روند، خاطرات خوب ماندگارند. می مانند و می کُشند... دیروز جوابِ نهایی پذیرش را گرفتم و احتمالا سال بعد باز هم دانشجو شوم اما شرط می بندم آنجا دیگر از این نوع خاطرات تولید نخواهد شد...
عکس: آووکادو/ 1393.7.3
عنوان:هوشنگ ابتهاج
+بشنوید

دریافت

موافقین ۱۳ مخالفین ۳ ۹۴/۱۱/۰۹
آوو کادو

اعترافات

معین

نظرات  (۴۰)

چه پست ِ خوشمزه ای:)

حستو کاملا درک میکنم....لحظه هایی از دوران دانشجویی که سپری میشه و بعدها به عکسهاش خیره میشی و دلتنگ میشی....الهی که در دوران دانشجویی بعدیت هم از این خاطرات داشته باشی:) آمین..
ممنون بابت عنوان قشنگ و ترانه ی قشنگ...
پاسخ:
ممنون از توجه و دعای شما :-)
راستی من قصد دارم آرشیوتو بخونم ولی متاسفانه وقت کمی دارم. در اسرع وقت نوشته های قبلیتو میخونم:)
پاسخ:
لطف می فرمایید :-)
دانشجویی ات مبارک . دانشجویی حس خوبیه :)
امیدوارم باز هم کلی از این خاطرات خوب برات پیش بیاد. سه سال! مگه میشه آدم به محیط عادت نکنه و خاطره خوب نداشته باشه :))
پاسخ:
ممنونم:-))

+چرا سه سال ؟!
شاید بشه خدا رو چه دیدی
به سلامتی 
پاسخ:
متشکرم:-)
امیدوارم تو دوران جدید دانشجویی تونم ازین لحظات قشنگ داشته باشید :)

خاطرات واقعا آدمو تا مرگ می بره...

پاسخ:
متشکرم:-)

به سلامتی ... ایشالا بازم موفق باشی... ایشالا پر از خاطرات خوب نکشنده باشه برات...

من همچنان معتقدم تو لایق بهترین هایی ...

آرزوی بهترین ها برات :) 

پاسخ:
با همه ی وجودم سپاسگزارم :-))
امان از خاطرات...دلم لک زده واسه 4 سالی که کنار بهترین دوستانم گذروندم..چقدر کافی شاپ میرفتیم..

آهنگ خیلی خوبه..دلم میخواد ساعتها بهش گوش بدم و گریه کنم...
پاسخ:
خاطرات دانشجویی برگشت ناپذیرند

+امیدوارم آهنگ باعت ناراحتی شما نشده باشه ...
دلم تنگ تنگ که خاموش و خوابم....
.
چه دوران خوبی بود این دوران دانشجویی با همه شادی و غم هاش.
پاسخ:
واقعا با همه شادی و غم هاش ...
۰۹ بهمن ۹۴ ، ۱۲:۳۴ دختری درمِه
تو فضای علم ودانش وتحصیل بودن ،حسه خوبی داره
حس پویا بودن میده به آدم..
ومسلما پراز خاطره های خوب..
خاطرات اسنکی :-\برای دوره ی جدید تحصیلتون آرزومندم :-)
پاسخ:
دانشجو بودن برای جوانان ایران بهترین حس دنیاس... چون بعد از اون دیگه خبری نیست...!

+متشکرم :-)
چقدر دلم میخواد دانشجو بشم :(

پاسخ:
به زودی میشی ان شا الله... :-)
۰۹ بهمن ۹۴ ، ۱۲:۴۸ بانو ف تک نقطه
خب من تازه دارم میسازمشون... :)  امیدوارم مامور قتل نشن :) 

یه چیزی
پس میرید یعنی؟ آلمان؟ اگه میرید که چه خوب :)))  

و اینکه کلا امیدوارم هی روزاتون بهتر شن... هی بهتر :) 
پاسخ:
ان شا الله نمیشن :-)

+بله احتمالا میرم (اگه پشیمون نشم!)

+متشکرم :-)
آدم اگه بخواد...هرجای دنیا که باشه میتونه خاطره خوب بسازه...
تبریک برای پذیرش... موفق باشید...
و اینکه فضولی نیست بپرسم کدوم شهر آلمان؟!
پاسخ:
متشکرم :-)

+ Technische Universität Berlin
شما هنوز آدم‎های جدیدی که قراره ببینید ندیدید
سعی کنید خوش‎بین باشید ;-)
پاسخ:
چشم :-)
اخ قلبم
پاسخ:
چرا؟؟
یاد ِ صبحانه ها و ناهار های دانشگاه افتادم ...
حیف ِ از این خاطره ها نباشه  ... هر چند اگه بعدا تلخ باشه .
پاسخ:
غذاهای سلف حیف بودن...
سر ظهر جمعه، گرسنه که هستم، از اون بدتر شکمو هم هستم، بوی کتلت هم از اون طرف داره می‌خوره به مشامم، این پست بودار (!) و خوشمزه رو هم که خوندم، اون عکسشم که اصلاً نگم برات! رسماً دست و پام شل شد! :D
ایشالا هر جا که هستی، همیشه خاطرات خوش و سرشار از موفقیت برات رقم بخوره داداش جان ;)
پاسخ:
آخ امان از شکمو بودن! (درک میکنم) ;-)

+ممنونم :-)
تبریک برای جواب پذیرش :)
ایشالا خاطرات بهتر ...
پاسخ:
متشکرم :-)
چقدر عالی که این دلتنگی برایِ خاطارتِ خوبیِ که ایشالا بازم تکرار میشه:)
پاسخ:
امیدوارم خاطرات خوب ساخته بشن نه تکرار..:-)
ظهر جمعه ناهار نخورده با روح و روان بازی کرد عکسه :))
پاسخ:
:-))
ولی خیلی این اسنک ها خوشمزه به نظر میان :)
پاسخ:
:-)
موفق باشید :))
پاسخ:
سلامت باشید :-)
غذا کلا خوبه، چه خاطره باشه چه نباشه :))
پذیرشت مبارک :دی
پاسخ:
سپاسگزارم :-)
سلام ...امیدوارم هر جای این گنبد دوار هستین موفق و موید باشین...

زندگی حکمت اوست

زندگی دفتری از خاطره هاست

چند برگی را تو ورق خواهی زد

ما بقی را قسمت


پاسخ:
بسیار متشکرم :-)
نمیدانم جنگ روانی این خاطرات
را اصلا میشود تاب آورد؟

مبارک باشد
پاسخ:
می شود، همان طور که بقیه توانستند...

+ممنونم
من که فقط دلم غش میره با دیدن اون.
حتی خوراکی هم میتونه خاطره ساز باشه.
پاسخ:
همینطوره :-)
۰۹ بهمن ۹۴ ، ۱۸:۵۸ مــــــــ. یــ.مــ
:)))
خاطره ها مکان نمیشناسن اونجا هم با چیز دیگه ای خاطره سازی میکنین
پاسخ:
:-)
موافقم
اما این نوع خاطره ها بعیده...
جوابش اومد؟ اکی؟ 
مبارکه خیلی زیاد 
یه دوست تو سه چهار سال پیش داشتم دقیقا شرایط شما،یه درخت مهربون، امیدوارم خیلی خوب پیش بره همه چیز، خوشحالم کردی:)

پاسخ:
متشکرم خیلی زیاد :-)
۰۹ بهمن ۹۴ ، ۱۹:۴۳ 😎😎😎BAHAR 😎😎😎
قبلا هم یه بار عکس شیرینی گذاشته بودین با احساسات من بازی کردین -____-
پاسخ:
که اینطور :-))
مرور خاطرات عالیه
پاسخ:
گاهی...
استاد یه سوال؛ اتحادیه ابلهان جان کندی رو خوندی؟ 
نظرت؟
پاسخ:
متاسفانه نخوندم
اما میذارم تو لیست مطالعه :-)
۰۹ بهمن ۹۴ ، ۲۱:۱۲ گمـــــــشده :)
چرا من هر وقت میام اینجا یه چیزی نوشتین دل من بسوزه خب..
اسنک نخوردم تا حالا. باید یه بار امتحان کنم فک کنم بلکه ناکام از دنیا نرم. ولی اونجا که گفتین خاطرات خوب می مانند و می کشند.....آی گفتی .آی گفتی..هعییییی
پاسخ:
اسنک جدا از خوشمزه بودنش جز فست فود های بسیار مضرِ!
با نخوردنش چیزی رو از دست ندادید :-)
سلام.
تبریک میگم بابت دوباره دانشجو شدنتون.
شنیدم هیچ دورانی مثل دوران کارشناسی نمیشه...ولی این رو هم نمیشه نادیده گرفت که ادمیزاد در هر سن و در هر موقعیتی حس جدیدی رو برای تجربه داره.
قطعا این دانشجو شدن جدید هم پر از حس جدید هست.
امیدوارم همراه با با ارامش و دل شاد باشه این دوران
پاسخ:
سلام
دوران کارشناسی ارشدِ من بهتر از کارشناسی بود! (استثنا)
بسیار متشکرم :-)
چه بخواهیم چه نخواهیم خاطرات باید تولید بشن چون با خاطرات زنده ایم:)
پاسخ:
همینطوره...
۱۰ بهمن ۹۴ ، ۰۹:۰۲ ابوالفضل ...
آره، متاسفانه تکرار نمی شن...
پاسخ:
زندگیِ تکراریِ بدون تکرار...!
خاطرات خوبین....
ترس از گذشتن و تموم شدن اون روزها و پیوستن به خاطات بد تره:(
پاسخ:
ترس خاطراتی...
راستش موضوع سه سال رو با یه موضوع دیگه قاطی کرده بودم :)
هیچی سوتی دادم خخخخ
پاسخ:
اشکال نداره:-)
پیش میاد
خاطرات خیلی قشنگ ان ...
پاسخ:
:-)
عه چقد خوب ... ان شاءالله موفق باشید :))
دانشگاه و خاطراتش :)
پاسخ:
ممنونم :-))
۱۳ بهمن ۹۴ ، ۱۳:۴۹ نیمه سیب سقراطی
دوران کارشناسی ام رو بخوام خلاصه کنم میشه : اسنک !!! :))
ارشدم فعلا شیرموز بستنی :))

ولی در کل اگه یه روزی بازم بخوام ادامه تحصیل بدم به خاطر دلتنگی این خاطره هاست ... یه خاطره هایی هست که عمق داره ! دیدی ؟ همه ی وجودتو میگیره ...
پاسخ:
دوران ارشد من اسنکی بود! :-)

+دقیقا درک میکنم...
ان شاالله که بازم از این روزا داشته باشین .قدر روزای دانشگاه رو بدونید شنیدم خیلی خوبه .منکه هنوز دانش اموزم .....
پاسخ:
ان شاالله روزای خوب دانشجویی تون فرا برسه :-)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">