اعترافات یک درخت

مجله ی هنری - درختی...

اعترافات یک درخت

مجله ی هنری - درختی...

من به واقعیت اعتقاد دارم!

شنبه, ۵ تیر ۱۳۹۵، ۱۱:۰۰ ب.ظ


دلم قراری می خواهد در یک سرزمینِ دورافتاده! قراری در شهری با آسمانِ آبی پر رنگ؛ در یک کوچه ی سنگ فرش شده که از پنجره ی خانه هایش گلدان آویزان است... نیم ساعت زودتر سَر قرار حاضر شوم و با شاخه گلی منتظرت بمانم. دَه دقیقه بعد از پشت دیواری پیدا شوی، با همان سادگی همیشگی... موهای خرمایی رنگت را بافته باشی، انتهای آن را پاپیون صورتی بسته باشی و از یک سمت شانه ات آویزان باشد... بلوز آستین کوتاهِ آبی و شلوار سورمه ای پوشیده باشی. لبخند به لب به سَمتم بیایی و قدم زدنمان آغاز شود... دستت را محکم بگیرم انگار لب پرتگاهی و من ناجی تو هستم! پیر زنی از پنجره ما را ببیند و لبخندی تحویل مان دهد... اینقدر راه برویم تا به سبزه ها و روخانه برسیم. تشنگی را با نوشیدنی رفع کنیم. روی سبزه ها بنشینی و از من بخواهی تا کفش های صورتی و براق ت را در بیاورم. پاهای سفید و خسته ات را به امواج رودخانه بسپاری و من فقط نگاهت کنم. دقایقی بعد روی چمن ها خوابمان ببرد و فقط انگشت من و موهای خرمایی رنگت بیدار باشند...

عکس: آووکادو

موافقین ۲۷ مخالفین ۱ ۹۵/۰۴/۰۵
آوو کادو

اعترافات

نظرات  (۳۳)

۰۵ تیر ۹۵ ، ۲۳:۰۴ آبان دخت :)
عالی بود...
جمله ی آخرش عالی تر...

:)
پاسخ:
سپاس
:-)
۰۵ تیر ۹۵ ، ۲۳:۰۷ بهار پاتریکیان D:
عخی چه باحال  D;
به طرز خفن انگیز ناکی چسبید :))))
پاسخ:
خداروشکر :-))
۰۵ تیر ۹۵ ، ۲۳:۱۰ بای پولار
برای این قرار، اول باید فرار کرد. و برای اون فرار باید این قرار بیهوده‌ای که آلوده‌شیم رو شکست...
پاسخ:
مشکل اینجاست که سالهاست کسی با کسی فرار نکرده و قصدش رو هم نداره...
:( 
صحنه ی آخر عالی بود و بسیار لطیف !
پاسخ:
ممنون :-)
۰۶ تیر ۹۵ ، ۰۰:۰۱ مــــــــ. یــ.مــ
:) عجب قرار رویایی
پاسخ:
:-)
۰۶ تیر ۹۵ ، ۰۰:۱۲ نیمه سیب سقراطی
دارم فکر میکنم ما چقدر قانعیم ، چقدر راحت خوشحال میشیم و حس خوبی بهمون دست میده ...... چیزای گنده و غیر قابل بدست آوردنی نیس ، دور نیس .... ولی چرا شدن رویا ؟ چرا انقدر دور ؟  
پاسخ:
شاید به خاطر قوانین بی مورد و دست و پا گیر باشد که خودمان برای خودمان وضع کرده ایم...
آخی چقدر عاشقانه بود :))
پاسخ:
:-))
اگر یک همچین چیزی واقعیت داشته باشد، و بعد از مدتی یار غار به هر دلیلی از دست برود، وجود همچین خاطره ی مشترکی کافی ست برای داغون شدن یه مرد....
 
پاسخ:
موافقم..
۰۶ تیر ۹۵ ، ۰۱:۱۴ آرزوهای نجیب (:
بنظر من مردهای ایرانی، فقط بین کلمه ها و حرف هاشون اینقد عاشق پیشه ان، وگرنه توی واقعیت که از همچین چیزایی خبری نیست(:
پاسخ:
شاید سخت باشه قضاوت در مورد عاشق پیشه بودن یا نبودن حدود 30 میلیون نفر!
آخرش حس خوبی داشت
پاسخ:
:-)
۰۶ تیر ۹۵ ، ۰۸:۳۶ گمـــــــشده :)

آدم این متنای شما رو میخونه دلش عاشی کردن می خواد. همچین با جون و دلمی نویسین

:))

پاسخ:
که اینطور :-))
۰۶ تیر ۹۵ ، ۰۸:۵۰ فالـــوده (:
یاد این بیت افتادم:
موهای تو خرمایی و شهر دل من بم
آشفته نکن موی که بم زلزله خیز است

+ این قرارهاتان همیشه برقرار باد (:
پاسخ:
ممنون، شعر عالی بود :-)
عجب قراری:))
پاسخ:
:-))
:-)
پاسخ:
:-)
فقط هم تو یه سرزمین دور افتاده میتونی همچین قراری بذاری! :))
ایشالا زوده زود :)
پاسخ:
هوووم!
مرسی :-)
۰۶ تیر ۹۵ ، ۱۴:۲۳ بانو ف تک نقطه
الان اینستا بود ترورتون میکردن که میخوای بگی کیف پولت مارکه؟ :| 



قشنگ بود این عاشقانتون هم :)
پاسخ:
خداروشکر که اینستا نیست! ;-))

+ممنون، ولی بیشتر فکر میکنم تکراری بود...
۰۶ تیر ۹۵ ، ۱۴:۴۷ محسن رحمانی
به نظر من فقط اندازه پراید می ارزید :دی
پاسخ:
:-0
۰۶ تیر ۹۵ ، ۱۴:۵۱ محسن رحمانی
چه زیبا گفتید.
پاسخ:
سپاس.
۰۶ تیر ۹۵ ، ۱۴:۵۸ آقای سر به هوا ...
چقدر من ایز این متن ها مینوشتم قبلا ...
پاسخ:
...
چه دیت جذابی ...


پاسخ:
:-)
سلام, پستای شما همیشه چیزی برای گفتن دارند, خیلی خوب بود. ;)
خوشحال میشم به صفحه ی من تو ناب آهنگ سر بزنید.  با تشکر<<Sahar>>

۰۷ تیر ۹۵ ، ۰۴:۳۸ آفتابگردون ...
سلام
وبلاگتون ساده و نوشته هاتوت گرم و صمیمیه و حستون بسیار نزدیک! شبیه بوی نم بارونی که یک ساعت پیش یه دنیا خاطره و حس قشنگ رو تداعی کرد... وبلاگتون و باید نفس کشید...
پاسخ:
سلام
از لطف شما سپاسگزارم :-)
منم دلم همچین چیزی میخواد,ولی حالا که نیست تو رو خدا منو خبر کنید سر قرارتون تا مثل پیرزنه از اون بالا لااقل نگاه کنم,زیبا بود و دلنشین و یه اشکال کوچولو این که همچین چیزی مینویسید ملت دلشان خوات و میلشان کشید ,چه خاک بر سر کنن؟؟؟
موفق باشید ;)
پاسخ:
امیدوارم برای شما بهتر از این اتفاق بیوفته :-)

+متشکرم :-)
۰۷ تیر ۹۵ ، ۱۶:۵۲ احمد روزی
سلام.
وبلاگ خوبی دارید ...
لطفا به ما هم سر بزنید...

پاسخ:
سلام...
۰۷ تیر ۹۵ ، ۱۸:۵۱ شهر دخترونه
لطفا تو نظر سنجی من شرکت کنsahelelm.blogfa.com
و قسم به ارزوهای "دلی"
و نفس کسیکه گفت اگر دل عمیقا چیزی رو بخواد، به دست میاره گرم
با جزییات قرارو مرور کنین!
چون دیدم که شده و حتی عینا!! و بعد دل گفته کاش پی نوشت و اضافات و اصلاحاتم بهش اضافه کرده بودم!
اقا اینجا چراغی روشن است:)
سحرم که نزدیک
پاسخ:
ان شا الله که سحر نزدیک است :-)

+چراغ روشن... یاد این آهنگِ داریوش افتادم...
۰۸ تیر ۹۵ ، ۰۰:۴۷ بانو ف تک نقطه
میخواستم اون به علاوه رو بگم ولی دیدم تکرارشم قشنگه .. :)

شما هم همینو بگید
واقعیت همینه :)
پاسخ:
لطف داری شما :-)
دلمان یه روستای بدون تکلونوژی میخواهد..:)
توپ نوشتی..:)
پاسخ:
:-))
لایک
۱۶ تیر ۹۵ ، ۰۲:۵۲ سیدعلی رضوی فرد
وبلاگ خوبیه 
از وب من هم دیدن کنید
وجود همین خاطره ها باعث میشه که ادم احساس خوشبختی کنه..........ولی وجود این رویاها باعث میشه ادم احساس بدبختی کنه.........



بی نظیر بود
پاسخ:
سپاس
۰۶ مرداد ۹۵ ، ۰۹:۴۸ (...) سعیدی نیا
اووووووه میدونید چند وقته نیومدم اینجا!

چ عاشقانه ی آرامی :)
پاسخ:
خیلی وقته که ما کم سعادت شدیم ...

+ :-))
۲۸ مرداد ۹۵ ، ۲۰:۱۳ ماهیِ نفس کِش! :)
چقد قشنگ :))
پاسخ:
:-))

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">