اعترافات یک درخت

مجله ی هنری - درختی...

اعترافات یک درخت

مجله ی هنری - درختی...

<قاب شعر>

انگار که یک کوه سفر کرده از این دشت

اینقدر که خالی شده بعد از تو جهانم...

"فاضل نظری"

طبقه بندی درختی

لوگوی اعترافات یک درخت

ضیافت قاصدک ها

جمعه, ۵ آبان ۱۳۹۶، ۱۱:۲۰ ق.ظ


صبحِ جمعه انگار هوا حجم بیشتری دارد. پنجره را باز می‌کنم و فنجانِ قهوه را روی لبه آن می‌گذارم. باد خنکی صورتم را نوازش می‌کند. بوی قهوه، قاصدکی را به سمت پنجره می‌کشاند. کنارِ دستم فرود می آید، به او تعارف می‌کنم که مقداری قهوه مهمانم باشد. تشکر می‌کند و می‌گوید که بوی آن برایش کافیست. نگاهش می‌کنم و برای او یک بیت شعر می‌خوانم؛ با یک بیتِ زیباتر پاسخم را می‌دهد. لبخند می‌زنم. ناگهان باد از راه می‌رسد و او را سوار می‌کند و می‌رود به پنجره ی بعدی تا شعر مرا آنجا بخواند...
+بد نیست قاصدک بودن را امتحان کنیم. هرکس مایل بود اعلام کند تا از پنجره اش وارد شوم و بیتی به او هدیه کنم. (پاسخ نظرات این پست همراه با یک بیت شعر می‌باشد)

عکس: آووکادو/  1396.8.5

موافقین ۱۵ مخالفین ۰ ۹۶/۰۸/۰۵
آوو کادو

اعترافات

نظرات  (۴۷)

من:))
پاسخ:
ز سلام پادشاهان به خدا ملول گردد ،

چو شنید نیکبختی ز تو سرسری سلامی!

"مولانا"
۰۵ آبان ۹۶ ، ۱۲:۴۸ اسپریچو ツ
منم یه قاصدک میخوام((((:
پاسخ:
شد مسِ رخساره ام در بوته ی عشق تو زر

مرحبا ای عشق ، در من کیمیایی میکنی! 

"صغیر اصفهانی"
۰۵ آبان ۹۶ ، ۱۲:۴۹ بهــ ــار..
منم میخوام حتی :-"
پاسخ:
تا چشم تو دیدیم ، ز دل دست کشیدم

ما طاقت تیمار دو بیمار نداریم... 
 
"کلیم کاشانی"
۰۵ آبان ۹۶ ، ۱۳:۴۷ פـریـر بانو

قاصدک شعر مرا از بر کن

بنشین روی نسیمی

که ز احساس برون می آید

برو آن گوشه باغ

سمت آن نرگس مست

که ز تنهایی خود دلتنگ است

و بخوان در گوشش

شعرم را

و بگو باور کن

یک نفر خواب تورا می بیند

یک نفر یاد تو را

دمی از دل نبرد

یک نفر شور دلش عشق صمیمانه ی توست

قاصدک شعر مرا از برکن

س. سپهری...


به ما هم بیت هدیه میکنین قاصدک؟ :)

^_^

پاسخ:
عالی :-))

چشمش برون کشم ز سرش آنکه بینَدَت

صدق است این مثَل که: " گدا دشمن گداست "

"امیرخسرو دهلوی"
خوش حال میشم شعر این قاصدک رو بشنوم
پاسخ:
چون حلقه ی کعبه است سزاوار پرستش

چشمی که نگاه هوس‌آلود ندارد

"صائب تبریزی"
قاصدک جان؟ نیم نگاهی به ما هم داشته باش :)
پاسخ:
مشنو سخن عاشقی از هرزه زبانان 

کاین کار دلست ای پسر وُ کار زبان نیست!

"امیرخسرو دهلوی"
ای کاش می‌شد قاصدک باشم :) آزاد. رها. کوتاه‌عمر. و دوست‌داشتنی!
پاسخ:
:-))

جان به فدای عاشقان، خوش هوسی است عاشقی

عشق پرست ای پسر، باد هواست مابقی

#مولانا
۰۵ آبان ۹۶ ، ۱۵:۲۹ بهارنارنج :)
کنجکاوم ببینم چه بیتی نصیبم میشه:)
پاسخ:
در غنچه ای هنوز وُ  دل از خلق می بری

ای وای اگر ز غنچه در آیی وُ  گل شوی!

"میرغروی کاشانی"
منم دوست دارم در این لحظه قاصدک بشم :-)
پاسخ:
از هجر تو می ترسم و از خانه خرابی

بر روی گسل ساخته ام  خانه ی خود را

"اسد کلانتری"(ساعی)
منم بازی:)
پاسخ:
مرا که نقش خیال تو در درون آید

عجب مدار ز اشکم که لاله گون آید

"سلمان ساوجی"
آووکادو، مرا بیتی ده که آن به :))
پاسخ:
گر دست دهد شادی وصل تو زمانی 

غمهای جهان جمله فراموش توان کرد

"خواجوی کرمانی"
۰۵ آبان ۹۶ ، ۱۸:۱۱ هادی مشایخی
قشنگ بود.
پاسخ:
ما خود نمی‌رویم دوان در قفای کس

آن می‌برد که ما به کمند وی اندریم...

"سعدی"
:-)
پاسخ:
با بوی تو سرمستم و بی روی تو دلتنگ ؛

ای دل به کمند تو گرفتار ! کجائی ؟؟

"اسد کلانتری" (ساعی)
سلام قاصدک سبز! بوگو ببینُم واس ما چیشی آوردی؟ :)
پاسخ:
خورشید اگر گم شود از عرصه ی عالم 

من دست تو گیرم به لب بام برآرم 

"عاشق اصفهانی"
من نیز هم :)
پاسخ:
رفتم که نقش چهر تو بر لوح دل کشم

در پیچ و تاب زلف تو، پای قلم شکست

"نیاز کرمانی"
۰۵ آبان ۹۶ ، ۲۰:۴۶ -دایناسو ر-
آدم هوس شعر می‌کنه... :)
پاسخ:
ﮔﺮ ﺯ ﺧﯿﺎﻝ چهرﻩ ات عکس ﻓﺘﺪ ﺑﻪ ﺟﺎﻡِ ﻣِﯽ 

ﻣﺴﺘﯽِ ﭼﺸﻢ ﻣﺴﺖ ﺗـﻮ ، ﻣﺴﺖ ﮐﻨﺪ ﭘﯿﺎﻟﻪ ﺭﺍ 

"نظامی"
گر هیچ مرا در دل تو جاست بگو
گر هست بگو، نیست بگو، راست بگو
مولانا
قاصدک:)
پاسخ:
آنچنان در دل تنگم زده‌ای خیمه ی انس

که کسی‌ را نبُوَد جز تو در او جایِ نشست

 "خواجوی کرمانی"
به‌به
عجب تمی داشت متن و چه محشری شده جواب کامنتا
پاییز شده رسما
یه فوت به قاصدک مائم بکن آووکادو :)
جوابشم پیشاپیش این باشه:
تا تو نکوتر میشوی
من مبتلاتر میشوم
پاسخ:
:-))

چنانت دوست می‌دارم که گر روزی فراق افتد

تو صبر از من توانی‌کرد و من صبر از تو نتوانم

"سعدی"
سلام، انگار قراره قاصدکایی که فوت کردم یکیش به خودم برگرده:) ممنون.
دلت که گرفت دیگر منت زمین را نکش، راه آسمان باز است پر بکش...
قاصدک گفته بودم که دگر نیست مرا انتظار خبری...( قیصر امین پور)
پاسخ:
:-)

تو سیه چشم ، چو آئی به تماشای چمن

نگذاری به ‌کسی چشمِ تماشای دگر

"عماد خراسانی"
۰۶ آبان ۹۶ ، ۰۰:۱۴ آفتابگردون ...
خسته ام از زمین و از زمان
هفت کوچکی بکش مرا در آسمان...
پاسخ:
در طریق عشقبازی، امن و آسایش بلاست

ریش باد آن دل که با درد تو خواهد مرهمی

"حافظ"
:)
پاسخ:
هزار عاشق دیوانه در من است که هرگز 

به هیچ بند وُ فسونی نمی‌کنند رهایت 

"حسین منزوی"
۰۶ آبان ۹۶ ، ۱۱:۴۲ منتظر اتفاقات خوب (حورا)
قاصدک هان چه خبر آوردی؟
از کجا؟ وز که خبر آوردی؟
پاسخ:
برخیز، تا نهیمٖ سرِ خود به پای دوست 

جان را فدا کنیم، که صد جان فدای دوست!

"هلالی جغتایی"
سعدی هیچوقت اینقد منو دوست نداشت :))
مرسی که وادارش کردی مهربون بشه
...
عالی بود
مرسی
پاسخ:
خواهش میکنم :-))
۰۷ آبان ۹۶ ، ۰۸:۳۸ سوشیانت زرتشتی
گرچه عمری آرزو کردم رها باشم، ولی
چون رهایی ربط دارد با جدایی... نیستم …
پاسخ:
عشق او ما را گرفت از چنگ دیگر دلبران

تن برون بردیم ازین میدان! ولی جان باختیم

"محتشم کاشانی"
می خالص و پالوده جان را سر حال آرد
سودای غش آلوده پایان خمار آرد
پاسخ:
به یاد چشم مستت باده مینوشند وُ میترسم

که ناگه فتنه ای در بزم مِی خواران شود پیدا

"شاپور تهرانی"
من هم بگم؟ نه شما بگو نام یار چیست ؟ و رسم یار چیست؟
پاسخ:
اینجا که منم قیمت دل هر دو جهان است

آنجا که تویی در چه حساب است دل ما ؟ 

"صائب تبریزی"
۰۸ آبان ۹۶ ، ۰۰:۰۵ مبهم الملوک
ًمن هم 😊
پاسخ:
هر آن که با تو وصالش دمی میسّر شد

میسّرش نشود بعد از آن شکیبایی

"سعدی"
یادش بخیر
یه زمانی اسمم به عنوان یه بلاگر قاصدک بود و گه گاه تو هر وبلاگی که می رفتم به رسم قاصدک بودنم یه نامه یا یه یادداشت کوتاه در وصف نویسنده ی اون وبلاگ می نوشتم...
از این که خوششون می اومد به وجد می اومدم
دلم دوباره خواست قاصدک باشم (:
پاسخ:
کار اون موقع تون فوق العاده جالب و جذاب بوده..:-)

به روز گویمت: امشب به خواب خواهم دید!

چو شب شود، همه شب تا به روز بیدارم...

"اوحدی مراغه ای"
۰۸ آبان ۹۶ ، ۱۷:۱۸ פـریـر بانو
تا گفتین قاصدک یهو ذهنم رفت سمت این شعر :))

عالی!
یاد این بیت افتادم یهو:

حسود نیستم ولی کسی به غیر خودم
غلط کند که بخواهد رقیب من باشد :دی
پاسخ:
:-))
۰۹ آبان ۹۶ ، ۰۹:۴۷ رفیعه رجعتی
میطلبم شعر را :)
پاسخ:
ز بَس که محو جمال توام ، نمی دانم

کدام شیوه ی حُسنِ تو، قاتل است مرا

"صیدی تهرانی"
قاصدک 
هان 
از چه آوردی خبر 
پاسخ:
چه قصه بود ندانم دلا ،فسانه ى عشق

که هرکه گوش بر آن داد ، از زبان افتاد

"عالى شیرازى"
ای وااااای عجب شعری :)
پاسخ:
:-))
به به چه پست دل انگیزی ^__^
اتفاقا قاصدک بودن بهت هم میاد :)
پاسخ:
:-))

یک تن از خوبان گندمگون نصیب ما نشد

 ما سیه بختان مگر اولاد آدم نیستیم ؟

"صائب تبریزی"
گندم بانو راست میگه :)
قاصدکی گفت ...
پاسخ:
دیدارِ تو گر صبحِ ابد هم دهَدَم دست!

من سَرخوشم از لذتِ این چشم به راهی

"فریدون مشیری"
((-: چه برایمان اورده ای قاصدک؟
پاسخ:
ای عشق، تو را دارم و دارای جهانم

همواره تویی، هرچه تو گویی وُ تو خواهی...

"فریدون مشیری"
بی‌خبرترین گل رز است
قاصدکها همیشه باخبرند
رزها توی گلدان سر میز
قاصدکها ولی چه در به درند
پاسخ:
هر چه در خاطر من بود فراموشم شد

جز خیال تو که هرگز نرود از یادم...

"باقی اصفهانی"
۱۴ آبان ۹۶ ، ۰۷:۰۸ قاسم صفایی نژاد

از وطـن رخت ببستم که تو را باز بیابم /  هر چه حیرت‌‏زده گشتم، به نوایى نرسیدم


پاسخ:
ز بس که گشته ام از درد انتظار ضعیف

نگاه را به رخت قوّت رسیدن نیست... 

"نظیری نیشابوری"
۱۵ آبان ۹۶ ، ۱۵:۳۹ شیمیست خط خطی
چقدر تنوع شاعر و چقدر شعرهای جذابی انتخاب کردید.
بعد از ده روز هنوزم قاصدک هستید؟
پاسخ:
بله هستم :-)

مرا با تو وصال ای جان، میسر کی شود؟ هرگز!

که من از خود رَوَم وقتی که گویندم تو می آیی...!

"سیف الدین فرغانی"
۱۶ آبان ۹۶ ، ۱۳:۳۹ رازدانه های من
چه عکس زیبایی💜
پاسخ:
گر چه می دانم قسم خوردن به جانت خوب نیست

هم "به جان تو" که یادم نیست سوگند دگر...

"نظیری نیشابوری"
خوشبحالت چقدر ریلکسی, کاش منم بودم, چقدر خوبه اینجا
پاسخ:
منشین چنین زار و حزین، چون روی زردان

شعری بخوان، سازی بزن، جامی بگردان...

"هوشنگ ابتهاج"
بیتی بدهید نوشِ جان کنیم... ان شاء الله
پاسخ:
دهانِ خصم وُ زبان حسود نتوان بست

رضای دوست بدست آر وُ دیگران بگذار...

"سعدی"
۱۹ آبان ۹۶ ، ۲۰:۱۳ بهار همیشه
هنوزم قاصدک هست؟ :)
پاسخ:
بله :-) 

کاری ندارم  کجایی، چه میکنی!

بی عشق سر مکن که دلت پیر میشود

"قیصر امین پور"
۲۴ آبان ۹۶ ، ۰۰:۳۳ سفره خاتون
ای قاصدک ، من هم:)
پاسخ:
تو صبح عالم‌افروزی و من شمع سحرگاهی

گریبان باز کن در صبح تا من جان برافشانم

"صائب تبریزی"
۲۴ آبان ۹۶ ، ۱۳:۴۷ سیدمحمدعلی مرتضوی
قاصدک بیتی برایم میخوانی؟
پاسخ:
از نامه سیاه نترسم که روز حشر

با فیض لطف او صد از این نامه طی کنم

"حافظ"
پس من چی
پاسخ:
هر که دلارام دید از دلش آرام رفت

چشم ندارد خلاص، هر که در این دام رفت

"سعدی"
۲۹ آبان ۹۶ ، ۲۳:۰۴ آشنای غریب

قاصدک های پریشان را که با خود باد برد

با خودم گفتم مرا هم میتوان از یاد برد


ای که می پرسی چرا نامی ز ما باقی نماند

سیل وقتی خانه ای را برد ، از بنیاد برد


عشق می بازم که غیر از باختن در عشق نیست

در نبردی اینچنین ، هر کس به خاک افتاد، برد


شور شیرین تو را نازم که بعد از قرن ها

هر که لاف عشق زد، نامی هم از فرهاد برد


جای رنجش نیست از دنیا که این تاراجگر

هر چه برد، از آنچه روزی خود به دستم داد برد


در قمار دوستی جز رازداری شرط نیست

هر که در میخانه از مستی نزد فریاد، برد


"فاضل نظری"

پاسخ:
پاسخ ساده من سخت تر از پرسش توست

عشق درسی است که من نیز نیاموخته ام

"فاضل نظری"
۳۰ آبان ۹۶ ، ۰۰:۱۵ آشنای غریب
پاسختون خیلی بهم چسبید
انگار فال حافظ عه یجورایی :)))


دردیست درد عشق که هیچش طبیب نیست
گر دردمند عشق بنالد غریب نیست

دانند عاقلان که مجانین عشق را
پروای قول ناصح و پند ادیب نیست

هر کو شراب عشق نخورده‌ست و درد درد
آنست کز حیات جهانش نصیب نیست

در مشک و عود و عنبر و امثال طیبات
خوشتر ز بوی دوست دگر هیچ طیب نیست

صید از کمند اگر بجهد بوالعجب بود
ور نه چو در کمند بمیرد عجیب نیست

**گر دوست واقفست که بر من چه می‌رود**
باک از جفای دشمن و جور رقیب نیست

بگریست چشم دشمن من بر حدیث من
فضل از غریب هست و وفا در قریب نیست

از خنده گل چنان به قفا اوفتاده باز
کو را خبر ز مشغله عندلیب نیست

سعدی ز دست دوست شکایت کجا بری
هم صبر بر حبیب که صبر از حبیب نیست

سعدی

دنبال شدین
پاسخ:
:-))

چنانت دوست می دارم که وصلم دل نمی خواهد!

کمالِ دوسـتی باشد مُراد از دوست نگرفتن!

"سعدی"

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">